دیا وومن و کلیما وینتیج یه شباهتهایی به هم دارن؛ هر دو آلدهیدها، برگاموت و صندل دارن. توی دیا وومن، گلی پررنگتره؛ توی کلیما وینتیج، گل سفید پررنگتره. پخشِ کلیما وینتیج بیشتره؛ بهصرفهتر هم هست.
ماندگارترتقریباً یکسان
پخشِ قویترکلیما وینتیج
ارزشِ ادراکیِ بهترکلیما وینتیج
بیشتر عطرِ شبتقریباً یکسان
آکوردها
?
آکوردترکیبی از نتها که بینی آن را همچون یک بویِ یکپارچه درک میکند - مثل یک آکوردِ ساختهشده از نتهای موسیقی.بیشتر در آموزش ←
پخش (پروجکشن)اینکه بوی عطر، وقتی ثابت ایستادهای، تا چه فاصلهای از پوستت به اطراف میرسد. رایهای «پخش» در صفحهی عطرها ترکیبی از پخش و سیاژ است، پس آن را میزانِ کلیِ دیدهشدنِ عطر بخوان.بیشتر در آموزش ←