مموار من و من خیلی شبیه همن؛ هر دو نعناع، بخور و صندل دارن. توی مموار من، بالزامیک پررنگتره؛ توی من، اوزونی پررنگتره. مموار من هم ماندگارتره هم پخشش بیشتره؛ مردم من رو بهصرفهتر میدونن.
ماندگارترمموار من
پخشِ قویترمموار من
ارزشِ ادراکیِ بهترمن
بیشتر عطرِ شبمموار من
آکوردها
?
آکوردترکیبی از نتها که بینی آن را همچون یک بویِ یکپارچه درک میکند - مثل یک آکوردِ ساختهشده از نتهای موسیقی.بیشتر در آموزش ←
پخش (پروجکشن)اینکه بوی عطر، وقتی ثابت ایستادهای، تا چه فاصلهای از پوستت به اطراف میرسد. رایهای «پخش» در صفحهی عطرها ترکیبی از پخش و سیاژ است، پس آن را میزانِ کلیِ دیدهشدنِ عطر بخوان.بیشتر در آموزش ←